پرش به محتوا
خانه » News » ۱۰ کلمه مهم انگلیسی برای کدنویسی: داری کد میزنی ولی انگلیسی بلد نیستی؟

۱۰ کلمه مهم انگلیسی برای کدنویسی: داری کد میزنی ولی انگلیسی بلد نیستی؟

    تا حالا برایت پیش آمده که یک وسیله‌ی جدید از ایکیا (IKEA) بخری و دفترچه راهنمایش را باز کنی؟ پر از عکس‌های مرحله به مرحله است. تو بدون خواندن یک کلمه سوئدی، فقط با دنبال کردن تصاویر، می‌توانی یک میز را سرهم کنی. اما اگر بخواهی خلاقیت به خرج دهی و مثلاً جای پایه‌ها را عوض کنی، دیگر تصاویر به دردت نمی‌خورند. آنجاست که باید بدانی کلمه‌ی “skruv” یعنی «پیچ» و “ben” یعنی «پایه».

    من همیشه سعی میکنم کار رو اصولی ببرم جلو، وقتی قراره یک نفر کدنویسی یاد بگیره باید همزان باهاش کلمات انگلیسی متناسب رو هم یاد بگیره. هم اگر یاد نگیره به نفع نیس، هم واقعا بخاطر داشتن سواد کدنویسی یکی بره کلاس زبان، اینم مسخرس! پس پله پله با یادگیری کدنویسی میشه لغات عمومی انگلیسی و پس از اون لغات تخصصی رو یاد گرفت.

    خبر خوب این است که برای شروع، لازم نیست مدرک تافل داشته باشی! زبان برنامه‌نویسی، یک زبان کامل نیست؛ بیشتر شبیه یک «زبان دستوری» است. تو فقط به یک جعبه ابزار کوچک از کلمات قدرتمند نیاز داری تا بتوانی اولین دستورهایت را به کامپیوتر بدهی. این مقاله، همان جعبه ابزار است. ما قرار نیست گرامر انگلیسی یاد بگیریم؛ قرار است رمزگشایی کنیم.

    خب بریم سراغ ده کلمه مهمی که یجوری قفل دنیای برنامه نویسی هم هست، فرقی هم نداره چه زبانی باشه، ولی تو حتما یادش بگیر!

    ۱۰ کلمه مهم انگلیسی برای کدنویسی

    بخش اول: جعبه‌ابزار تو: کلماتی برای ساختن و ذخیره کردن

    قبل از اینکه به کامپیوتر دستور بدهیم کاری انجام دهد، باید وسایل کارمان را بشناسیم. این کلمات به ما کمک می‌کنند تا داده‌ها و اطلاعات را سازماندهی و ذخیره کنیم. آن‌ها مثل کشوها، قفسه‌ها و دفترچه‌های یادداشت ما در دنیای کد هستند.

    ۱. Variable (متغیر): کشوی شخصی تو

    تصور کن یک کشوی خالی روی میزت داری که رویش یک برچسب زده‌ای: «امتیاز بازی». تو داخل این کشو فقط می‌توانی یک چیز در لحظه قرار دهی. مثلاً عدد ۱۰۰. هر وقت امتیازت بیشتر شد، عدد قبلی را برمی‌داری و عدد جدید (مثلاً ۱۲۰) را جایش می‌گذاری. Variable در برنامه‌نویسی دقیقاً همین کار را می‌کند. یک نام (برچسب) است که یک مقدار (محتوای کشو) را در حافظه‌ی کامپیوتر نگه می‌دارد.

    ۲. String (رشته): دفترچه یادداشت تو

    هر نوع متنی که در برنامه‌نویسی استفاده می‌شود، از یک کلمه مثل “سلام” گرفته تا یک پاراگراف کامل، یک String است. کامپیوتر چطور می‌فهمد چیزی که تایپ کرده‌ای یک دستور نیست و فقط یک متن ساده است؟ با یک نشانه! هر چیزی که داخل کوتیشن (” “) یا (‘ ‘) قرار بگیرد، یک String محسوب می‌شود. مثل وقتی که حرف‌های یک نفر را در داستان داخل گیومه می‌نویسیم.

    ۳. List (لیست): قفسه‌ی مرتب تو

    حالا فرض کن به جای یک کشو، یک قفسه‌ی کتاب با چند طبقه داری. تو می‌توانی در آن چند آیتم مختلف را به ترتیب بچینی: کتاب داستان، دفترچه خاطرات، کنسول بازی. List در پایتون، یک ظرف است که می‌تواند چندین آیتم (عدد، رشته یا حتی لیست‌های دیگر) را به ترتیب در خود جای دهد. این ابزار برای وقتی که با مجموعه‌ای از داده‌ها سر و کار داریم، فوق‌العاده قدرتمند است.

    سوال چالشی: اگر بخواهی لیستی از کارهایی که میخوای تو هفته آینده انجام بدی (To-Do List) را در قالب کد ذخیره کنی، چه چیزهایی را در List خود قرار می‌دهی؟ آیا همه‌ی آیتم‌ها از یک نوع (مثلاً String) خواهند بود؟ خوب فکر کن، اگه کسی هم کنار دستته باهاش مشورت بکن و نظر اونم بپرس، میتونی کامنت هم بزاری زیر پست.

    کلمات انگلیسی برای ساختن و ذخیره کردن متغییر، آکادمی رضا اقبال

    بخش دوم: کلمات کنترلی: چطور به کامپیوتر فرمان بدهیم؟

    حالا که جعبه‌ابزارمان را داریم، وقت فرمان دادن است. این کلمات، جریان برنامه را کنترل می‌کنند. کلماتی که به مفهوم واقعی اتاق کنترل رو میدن دست ما! چی چجوری چند بار قرار انجام شه! پس انگار واقعا کلمات خفنی هستند.

    ۴. if و else: منطقِ «اگر… وگرنه…»

    این دو کلمه، قدرتمندترین ابزار تصمیم‌گیری در برنامه‌نویسی هستند. زندگی ما پر از این منطق است: اگر فردا هوا آفتابی بود، به پارک می‌روم، وگرنه در خانه فیلم می‌بینم. کامپیوتر هم همینطور تصمیم می‌گیرد. ما یک شرط برایش تعریف می‌کنیم (if) و می‌گوییم اگر آن شرط درست بود چه کار کند. با else هم مشخص می‌کنیم که اگر شرط درست نبود، چه مسیر دیگری را برود.

    ۵. for و while: دکمه‌ی تکرار هوشمند

    این دو کلمه برای ایجاد «حلقه» (Loop) یا تکرار کارها استفاده می‌شوند. اما تفاوت جالبی دارند:

    • حلقه for: برای وقتی است که می‌دانیم کارمان دقیقاً چند بار باید تکرار شود. مثل یک مربی ورزش که می‌گوید: «برای هر یک از ۱۰ وزنه‌ی روی زمین، آن را یک بار بلند کن.» حلقه for روی یک لیست (مثلاً لیست وزنه‌ها) حرکت می‌کند و دستور ما را برای هر آیتم آن تکرار می‌کند.
    • حلقه while: برای وقتی است که نمی‌دانیم تکرار تا کی ادامه دارد. شرط توقف آن، یک وضعیت است. مثل پدری که به دخترش می‌گوید: «تا زمانی که درساتو نخوندی، به بازی نمی‌روی.» حلقه while یک کار را آنقدر تکرار می‌کند تا یک شرط خاص برآورده شود.

    سوال چالشی: فرض کن می‌خواهی یک بازی بسازی که در آن یک ربات باید از یک مسیر پر از مانع عبور کند. برای حرکت ربات به جلو تا زمانی که به دیوار نرسیده، از حلقه for استفاده می‌کنی یا while؟ چرا؟

    آکادمی پایتون و کدنویسی رضا اقبال

    بخش سوم: کلمات عملیاتی: بیایید کاری انجام دهیم!

    این دسته از کلمات، کارهای مشخصی را برای ما اجرا می‌کنند. آن‌ها مثل ابزارهای تخصصی هستند که برای اهداف خاصی صدا زده می‌شوند.

    ۶. print: بلندگوی برنامه

    ساده‌ترین و یکی از پراستفاده‌ترین اصطلاحات برنامه نویسی. هر چیزی که بخواهی در خروجی به کاربر نمایش دهی، این میتونه یک پیام ساده باشه تا خروجی پیشرفته ترین کدها داخل پیچیده ترین برنامه ها. یعنی از یک پیام ساده مثل «خوش آمدید» تا نتیجه‌ی یک میلیون خط کد پیچیده، با دستور print انجام می‌شود. این کلمه، راه ارتباطی یک‌طرفه از طرف کامپیوتر به ماست.

    ۷. input: میکروفون برنامه

    در مقابل print، دستور input قرار دارد. این کلمه، راه ارتباطی از طرف ما به کامپیوتر است. هر وقت برنامه نیاز به اطلاعاتی از کاربر داشته باشد (مثل نام، سن یا یک عدد)، از input استفاده می‌کند تا برنامه متوقف شود و منتظر تایپ کردن ما بماند.

    ۸. def: ساختن دستور جادویی شخصی

    def مخفف Define (تعریف کردن) است. تا حالا شده یک مجموعه کار تکراری را بارها و بارها انجام دهی؟ مثلاً مراحل درست کردن چای. تو می‌توانی با def، تمام این مراحل را یک بار تعریف کنی و اسمش را بگذاری make_tea. از آن به بعد، هر جای برنامه که به چای نیاز داشتی، فقط کافی است بگویی make_tea() و کامپیوتر تمام آن مراحل را برایت اجرا می‌کند. به این دستورهای شخصی‌سازی شده، «تابع» (Function) می‌گویند.

    ۹. import: کمک گرفتن از دوستان متخصص

    تو لازم نیست همه چیز را از صفر بسازی. دنیای پایتون پر از کتابخانه‌هایی (Libraries) است که دیگران قبلاً نوشته‌اند. این کتابخانه‌ها کدهای آماده برای کارهای تخصصی هستند (مثل کار با ریاضیات، ساخت بازی یا تحلیل داده). با دستور import، تو آن کتابخانه را به برنامه‌ات «وارد» می‌کنی و از ابزارهای آماده‌ی آن استفاده می‌کنی. مثل این است که برای تعمیر ماشینت، به جای ساختن آچار، جعبه‌ابزار مکانیک را قرض بگیری.

    ۱۰. return: تحویل دادن نتیجه

    این کلمه معمولاً در انتهای یک تابع (def) استفاده می‌شود. وقتی تابع تو یک کاری انجام می‌دهد (مثلاً دو عدد را جمع می‌کند)، با دستور return نتیجه‌ی نهایی را به بقیه‌ی برنامه «برمی‌گرداند» یا تحویل می‌دهد تا بتوان از آن استفاده کرد.ت بدانی چطور ساخته می‌شود، فقط «چه» بودنش را تصور کن.

    کلمات عملیاتی کدنویسی به انگلیسی با آکادمی رضا اقبال

    بیایید اینو کدنویسی کنیم: ساخت یک «داستان‌ساز» دیوانه‌وار!

    حالا بیا با چندتا از این کلمات انگلیسی برای کدنویسی، یک پروژه‌ی بامزه بسازیم. این برنامه از کاربر چند کلمه (اسم، فعل، صفت) می‌گیرد و با آن‌ها یک داستان خنده‌دار و بی‌معنی می‌سازد. فقط برای اینکه بتونی از این پلتفرم پایتون استفاده کنی باید فیلترشکنت روشن باشه، فیلتره متاسفانه برای ما!

    روی دکمه “Run” کلیک کن، به سوالات برنامه در سمت راست جواب بده و داستان اختصاصی خودت را تحویل بگیر!

    این کد چطور کار می‌کند؟

    • # -*- coding: utf-8 -*-: این خط به برنامه اجازه می‌دهد فارسی را بفهمد.
    • print('به داستان ساز دیوانه وار خوش اومدی!'): با استفاده از print، یک پیام خوشامدگویی نمایش می‌دهیم.
    • animal = input('اسم یک حیوان را وارد کن: '): با input از کاربر یک کلمه می‌گیریم و آن را در variable به نام animal ذخیره می‌کنیم.
    • خطوط بعدی هم همین کار را برای صفت، فعل و مکان انجام می‌دهند.
    • story = ...: ما یک String طولانی و چند خطی (با استفاده از سه کوتیشن """) به نام story ساخته‌ایم.
    • .format(...): این یک روش جالب در پایتون است که متغیرهای ما را در جاهای خالی {} داخل رشته قرار می‌دهد.
    • print(story): در نهایت، داستان کامل شده را با print به کاربر نمایش می‌دهیم.

    تمرین خلاقانه: سعی کن این برنامه را گسترش دهی. ۱) سه متغیر جدید (مثلاً یک اسم شخص، یک شیء و یک رنگ) به برنامه اضافه کن و از کاربر ورودی بگیر. ۲) متن داستان (story) را طوری تغییر بده که از این کلمات جدید هم در آن استفاده شود و داستان بامزه‌تری خلق شود.

    برای شروع یادگیری کدنویسی باید زبان انگلیسی رو فول باشم؟

    اصلاً! تو فقط باید معنی چند ده کلمه‌ی کلیدی مثل همین‌هایی که گفتیم را بدانی. لازم نیست بتوانی یک مقاله‌ی انگلیسی بنویسی. دانستن معنی کلمات کافی است.

    کامپیوتر من قدیمیه و خیلی قوی نیست. مانعی برای شروعه؟

    اصلاً و ابداً. برای اجرای کدهایی که در ابتدای مسیر یاد می‌گیری، یک کامپیوتر معمولی یا حتی یک لپ‌تاپ ده ساله هم کافیه. همانطور که دیدی، حتی می‌تونی بدون هیچ چیزی و فقط با مرورگرت شروع کنی. اصلا کار سخت نکنید برا هیچ کاری! شاید باورتون نشه ولی سیستم خود من اصلا تعریفی نیست!

    چقدر زمان می‌بره تا بتونم یه چیز به درد بخور با پایتون بسازم؟

    سریع‌تر از چیزی که فکرش رو می‌کنی! با تعهد و تمرین مستمر (مثلاً روزی یک ساعت)، در کمتر از یک ماه می‌تونی مفاهیم پایه رو یاد بگیری و اولین پروژه کوچیک و شخصی خودت رو بسازی. یادت نره که اگه بیفتی تو مسیرش میتونی پروژه های مفید انجامش بدی! الان دنیا مثل یک دهکده س، همه میتونن با هم مرتبط باشن. اگه پروژت خوب باشه میتونی این دهکده رو به راحتی از کسب و کارت مطلع کنی!

    کاش میشد زبان برنامه نویسی فارسی داشتیم، میشه؟

    شدنش که میشه ولی فایدش چیه؟ اقیانوسی از منابع، کتابخونه ها و کدنویس ها با زبان مشترک انگلیسی هست، یادتون نره ما بهترین کد رو هم بنویسیم اگر نتونیم ارتباط بگیریم نمیتونیم معرفیش کنیم یا حتی همکاری کنیم و بفروشیم!

    اگر یکی از این کلمات رو اشتباه تایپ کنم (misspell) چی می‌شه؟

    کامپیوتر بسیار دقیق و سخت‌گیر است! اگر به جای print بنویسی prnt، برنامه با یک ارور (خطا) متوقف می‌شود. این اتفاقاً خوب است، چون به تو کمک می‌کند دقیق بودن را یاد بگیری. به این فرآیند پیدا کردن و اصلاح خطاها «دیباگ کردن» (Debugging) می‌گویند.

    این‌ها تمام کلماتی بود که باید بلد باشم؟

    این‌ها کلیدهای اصلی بودند. هرچقدر در یادگیری پایتون پیشرفت کنی، با کلمات و مفاهیم بیشتری آشنا می‌شوی. اما نکته اینجاست که بقیه‌ی کلمات هم از همین منطق ساده پیروی می‌کنند و یادگیری‌شان آسان‌تر خواهد بود.

    چطور این کلمات یادم بمونه؟ حس می‌کنم فردا فراموششون می‌کنم.

    تنها راه، استفاده کردن از آن‌هاست. سعی نکن آن‌ها را حفظ کنی. یک پروژه‌ی کوچک برای خودت تعریف کن و در حین ساختن، از این کلمات استفاده کن. مثل یادگیری لغات در یک بازی، وقتی از آن‌ها استفاده عملی کنی، در ذهنت حک می‌شوند.

    آیا معنی این کلمات در زبان‌های برنامه‌نویسی دیگه هم همینه؟

    خبر خوب: بله! مفاهیمی مثل if, else, for, while و variable تقریباً در تمام زبان‌های برنامه‌نویسی مدرن به یک شکل و با همین معنی وجود دارند. با یادگیری این‌ها، در واقع داری الفبای تمام زبان‌های برنامه‌نویسی را یاد می‌گیری.

    چرا بعضی کلمات مثل def مخفف هستند؟

    چه سوالاتی میپرسین! برای سرعت و راحتی. برنامه‌نویس‌ها دوست دارند کمتر تایپ کنند! به همین دلیل بسیاری از دستورات از نسخه‌های کوتاه شده‌ی کلمات انگلیسی استفاده می‌کنند. خیلی وقتام واقعا همپوشانی هست و بهتره بعضی از کاربردها خلاصه نویسی بشن.

    آیا ترتیب این کلمات در جمله مهمه؟

    بسیار زیاد! به این ترتیب و ساختار، «سینتکس» (Syntax) می‌گویند. درست مثل زبان فارسی که نمی‌توانی بگویی «من را دوست گربه دارم»، در برنامه‌نویسی هم باید کلمات را با ترتیب و گرامر صحیح به کار ببری. توصیه میکنم دوره مقدماتی پایتون شرکت کنید.

    از کجا بفهمم یک کلمه، جزو کلمات کلیدی پایتون هست یا نه؟

    ویرایشگرهای کد (Code Editors) معمولاً کلمات کلیدی پایتون را با یک رنگ متفاوت نمایش می‌دهند تا به راحتی آن‌ها را تشخیص دهی. این یکی از اولین چیزهایی است که در آموزش کدنویسی از صفر یاد می‌گیری.

    آیا می‌تونم اسم متغیر (variable) رو فارسی بذارم؟

    در پایتون ۳ بله، می‌توانی. اما این کار اصلاً توصیه نمی‌شود! چون تو را از استانداردهای جهانی دور می‌کند و خواندن کد را برای دیگران (و حتی خودت در آینده) سخت می‌کند. بهتر است از همان ابتدا به استفاده از اسامی انگلیسی ساده عادت کنی.

    پروژه های هوش مصنوعی آکادمی رضا اقبال

    تبریک می‌گویم! تو همین الان با یاد گرفتن این واژه‌های کلیدی، از یک غریبه در دنیای کامپیوترها، به کسی تبدیل شدی که می‌تواند اولین کلمات را با آن‌ها رد و بدل کند. تو دیگر به کدها مثل خطوط بی‌معنی و عجیب نگاه نمی‌کنی؛ بلکه می‌توانی منطق پشت آن‌ها را حدس بزنی. تو فهمیدی که if یک دوراهی است، for یک دستور تکرار است و variable یک جعبه برای نگهداری اطلاعات. این کلمات، الفبای یک زبان جدید و قدرتمند هستند. زبانی که به تو اجازه می‌دهد ایده‌هایت را به واقعیت تبدیل کنی.

    تو الفبا را یاد گرفته‌ای. حالا وقت آن است که با این حروف کلمه بسازی و با کلمات، داستان بنویسی. در «آکادمی رضا اقبال»، ما به تو کمک می‌کنیم تا این کلمات را در پروژه‌های واقعی و هیجان‌انگیز به کار بگیری و اولین «داستان» خودت را کدنویسی کنی. آماده‌ای که از این کلمات فراتر بروی و گرامر ساختن برنامه‌های واقعی را یاد بگیری؟ برای شروع ماجراجویی و تبدیل شدن به یک داستان‌نویس دیجیتال، سفرت را از اینجا شروع کن! روی کلمه ثبت نام کلیک کن و در دوره مقدماتی آموزش پایتون ثبت نام کن.

    این پست رو چقدر پسندیدی؟

    میانگین 4 / 5. تعداد آرا 4

    اولین رای رو بده!

    اشتراک در
    اطلاع از
    guest

    1 دیدگاه
    قدیمی‌ترین
    تازه‌ترین بیشترین رأی
    بازخورد (Feedback) های اینلاین
    مشاهده همه دیدگاه ها

    […] دوره پرامپت نویسی برای پزشکان رو شرکت کنید، ما توی عصر هوش مصنوعی و انجام کارها با سرعت بالا هستیم، طبیعتا باید خودمون […]

    1
    0
    افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x